تبلیغات
میثاق با ولایت - بازنگری دستگاه نظری آینده‌پژوهی در جهان بینی اسلامی (1)
بازنگری دستگاه نظری آینده‌پژوهی در جهان بینی اسلامی (1)


آینده پژوهی دانشی است که در جهان کنونی رو به گسترش است. به نظر می‌رسد رویكرد عرفی كنونی نگاه به آینده، نمی‌تواند از آیندة امن و پایدار، رمزگشایی كند. بررسی آموزه‌ها و گزاره‌های اسلام، می‌تواند بخش مهمی از این چالش را برطرف كند. بررسی آیات قرآن مجید و روایات اهل بیت علیه السلام نشان می‌دهد كه در اسلام، نگاه به آینده، اصالت و عمق ویژه‌ای می‌یابد. بهره گیری از تعالیم اسلامی می‌تواند زمینه طرح آینده‌نگاری نسل پنجم را فراهم آورد. تفاوت این آینده‌نگاری با نسل‌های قبلی در عمق و وسعت نگاه به آینده است. هدف در این رویكرد، ساخت آینده امن و پایدار است كه متأثر و متصل به آینده جاودان و حیات طیبه تعریف می‌شود و یك افق از آینده را با زمینه سازی ظهور مظهر اراده الهی، حضرت حجت بن الحسن علیه السلام ترسیم می‌كند.

كلید واژه‌ها :

آینده پژوهی، اسلام، آینده‌نگاری نسل پنجم، مهدویت.

1. مقدمه

مرور ادبیات وسابقة آینده‌پژوهی و وضعیت كنونی جهان، محقق را به تأمل وامی دارد تا از خود بپرسد: آیا رویكرد كشورهای رشد یافته و در حال رشد، می‌تواند به خلق آینده‌ای امن و پایدار بینجامد؟ اگر اندیشوران فعال كنونی در حوزة آینده پژوهی، در یك سفر ذهنی به چند دهة قبل بازگردند، آیا وضعیت كنونی جهان را یك جهان آرمانی به تصویر می‌كشیدند؟ اگر این اندیشوران به وضعیت حال بیایند و بخواهند طرحی برای آینده ارائه كنند، چگونه عمل خواهند كرد؟ گم شدة آن‌ها در آینده چه خواهدبود؟ آیا آینده‌پژوهی با تكیه بر علم تجربی و فلسفی یا عقل حسی و عقل مجرد انسان، قادر به كشف رمز از آینده یا به عبارتی دقیق‌تر، قادر به طراحی آینده‌ای امن و پایدار است؟ آیا ما باید درست جا پای آن‌ها گذاشته و مسیر پیشرفت كشور را از زاویة نگاه آن‌ها رصد كنیم؟ با توجه به اثرگذاری نوع نگاه به آینده در كلیت برنامه‌های كشور، آیا می‌توان گزاره‌های آینده‌پژوهی را متناسب با زیست بومی ایران اسلامی تعریف كرد و با برقراری ارتباط بین فرآیند آینده‌پژوهی و آموزه‌های اسلام، می‌توان خلأ و چالش راهبردی طراحی آیندة امن و پایدار را برطرف نمود؟ این مقاله بخشی از گزارش «درآمدی برآینده‌پژوهی در بخش كشاورزی» بوده كه حاصل یك پروژة مطالعاتی یكساله می‌باشد كه در آن، ضمن مرور ادبیات، روش شناسی و تجارب چند كشور در زمینة مطالعات آینده‌نگر، به مرور گزاره‌ها و آموزه‌های دینی به منظوریافتن راهكاری برای طراحی آینده براساس مفاهیم اسلامی پرداخته شده است.

2. آینده‌پژوهی چیست؟

پایا دربارة آینده‌پژوهی می‌گوید:
همچنان كه علم تجربی، چیزی جز تكمیل و تدقیق تفكرات روزانه نبوده است، آینده‌پژوهی نیز فرایندی است از تدقیق فعالیت‌های آینده اندیشانه عقل عرفی و عقل سلیم، و بهره‌گیری از دستاوردهای دانش‌های گوناگون، به منظور تحكیم شالوده‌های آن (پایا، 1384: ص11).
او از قول كارل پوپر چنین می‌گوید:
موجودات زنده، و در رأس آن‌ها انسان، در برخورد با محیط پیرامون خود، رهیافتی «مسأَله محور» دارند و بر اساس «انتظاراتی» كه از شرایط پیش آینده در محیط دارند، توانایی‌های ذهنی و فیزیكی خود و امكانات موجود را برای به حداكثر رساندن شانس بقای خویش ارتقا می‌دهند. این نكته كه توجه به كدام امور و پرهیز از كدام جنبه‌ها می‌تواند شانس بقای افراد و نهادها را افزایش دهد، یكی از اصلی ترین مسائل مورد نظر آینده اندیشان در قلمروهای مختلف است.
آینده‌پژوهی یك علم تركیبی [1] است كه از دو مؤلفه متمایز توصیفی و تجویزی تشكیل شده است. وجه توصیفی (پایا، اینترنت) آن، بر گمانه زنی در خصوص روند‌های آینده با تكیه بر بهترین دانسته‌ها و معرفت‌های زمینه ای [2] استوار است كه در این زمینه باید برای پرهیز از لغزش تحقیقات و سقوط در ورطه فعالیت‌های عامه پسند و كم محتوا، به دو جنبه اساسی توجه جدی كرد: نخست، تلاش در زمینه تولید و بسط معرفتِ دارای محتوا و عاری از آشفتگی ها، و دیگر نقادی پیشنهادها و سناریوهای ارائه شده با تكیه بر موازین سنجیده و نقدهای علمی.
مؤمنی دربارة وجه تجویزی آینده پژوهی، می‌گوید (مؤمنی، 1384) آینده‌پژوهی در تلاش برای پاسخ به این سؤال است كه درآینده چه باید اتفاق بیفتد؟این جنبه از آینده‌پژوهی، حاكی از تأثیرپذیری آن از «ارزشها»، «اراده ها»، «مسائل» و «نیازهای مشخص» در ابعادی به مراتب بالاتر از پژوهش‌های متعارف علمی است و به نحو بارزتری وجه آرمان گرایانه و ناظر بر وضع مطلوب از دیدگاه پژوهشگر فعال در امر آینده‌پژوهی را در خود مستتر دارد. او در ادامه بر به كارگیری روش شناسی‌های علمی برای رسیدن به آرمان‌های مشترك، تأكید می‌نماید.
برای ارایة آیندة مطلوب، برقراری ارتباط با نظام ارزشی ضرورت می‌یابد. از طرف دیگر، ارزیابی «آینده پژوهی» به عنوان یك علم تجربی و عرفی، دچار چالش می‌شود. چرا كه براساس برخی تعاریف از علم(عرفی) [3]، روش علمی، روشی است كه كمترین ارتباط را با نظام ارزشی برقرار كند (مردوخی، سخنرانی: تیرماه 1386).

3. مبانی آینده‌پژوهی

از نظر مطالعات آینده پژوهانه، واقعیت، متشكل از سه مؤلفه است: واقعیت زمان گذشته، واقعیت زمان حال، واقعیت امكانی زمان آینده. معرفت به این واقعیت‌ها و اطلاعات مربوط به آن‌ها، به شیوه‌های ذیل حاصل می‌شود:
الف) یادآوری و تفسیر، ب) مشاهده و مفهوم پردازی، ج) تخیل و ارزش گذاری (پایا، همان). البته، بنا بر برخی دیدگاه‌های آینده پژوهانه، می‌توان برای مطالعة آینده، از شناخت گذشته و حال (روندها یا سنت‌ها) نیز استفاده كرد.

3-1. چالش‌های آینده‌پژوهی به عنوان یك علم در رویكرد اثبات گرایانه

الف. محدودیت در راه ادراك دقیق واقعیت آینده
وقایع آینده، اموری مشاهده پذیر یا تجربه شده نیستند، و از آن‌جا كه هر سیستم طبقه بندی كننده می‌باید از حیث ساختاری، دست كم یك درجه پیچیده‌تر ازمجموعه طبقه بندی شونده باشد، در نتیجه انسان برای درك دقیق واقعیت آینده، به لحاظ فیزیولوژیك و روانی، دچار محدودیت می‌شود (همان: ص2).
ب. محدودیت در راه اثبات صدق ادعای گزاره‌های آینده
باورهای مربوط به آینده، مربوط به امور امكانی [4] هستند و صدق آن‌ها مربوط است به آنچه (در آینده)امكان وقوع دارد یا آن چه درحوزه ادراك ذهنی می‌توان پردازش كرد؛ نه به حوزه معرفت بالفعل و آزمون شده تجربی. از دیدگاه معرفت‌شناسی، یكی از مهم‌ترین و سرنوشت سازترین پرسش‌هایی كه در این حوزه پژوهشی مطرح می‌شود، آن است كه آیا آینده‌پژوهی یك علم، در معنای جدید این واژه در فلسفه علم، به شمار می‌آید؟ یعنی آیا یافته‌های این حوزه، مجموعه‌ای از حدس‌ها و ابطال‌ها است كه به قصد شناخت واقعیت عینی ساخته و پرداخته می‌شود و به همین اعتبار در برخورد با این واقعیت، بالقوه قابل ابطال شدن است؟ یا آن‌كه ادعاهای مطرح شده در این حوزه، نوعی تمنای محال و سودای خام است كه در قالب آرزوهای فرافكنده شده به آینده تجلی می‌یابد؟
پایا معتقد است:
هر چند آینده پژوهی، هنوز در مقام یك فعالیت پژوهشی، بیشتر به یك برنامه تحقیقاتی شبیه است تا یك رشته علمی تمام عیار، چشم انداز آینده برای رشد و تكامل این حوزه و تبدیل آن به یك علم جا افتاده، روشن است و از دیدگاه معرفت شناسانه محدودیتی در این زمینه برای آن وجود ندارد (پایا، همان: ص14).
بنابراین، اولاً با توجه به زمان وقوع موضوع مورد بحث در آینده‌؛ وعدم درك واقعیت آینده در حال حاضر، ثانیاً بنا به بحث از آینده‌ مطلوب در فرآیند آینده‌پژوهی و الزامی كه برای ارتباط با جهان بینی و نظام ارزشی فراهم می‌آورد؛ در نتیجه آینده پژوهی در غالب رویكرد اثبات گرایانه بامحدودیتهای جدی مواجه می‌شود. همچنان كه برخی معتقدند نمی‌توان برای آینده‌پژوهی به عنوان یك روش علمی نگاه به آینده، جهت‌گیری ارزشی قائل شد (مردوخی، همان).
از آنجا كه آینده‌پژوهی تنها یك روش نیست بلكه به عنوان یك رویكرد كسب آگاهی و معرفت آینده، نیازمند یك جهان بینی و نظام فلسفی و ارزشی مشخص است؛ نمی‌توان آینده‌پژوهی را در قالب رویكرد اثبات گرایانه دسته بندی كرد.
فراست خواه (فراست خواه، 1384: ص40-45) با تأیید این مطلب به رویكردهای بدیل برای طبقه بندی آینده پژوهی؛ از جمله: رویكردعمگرا [5] (ساخت آینده)، رویكرد گفتمانی [6](تعریف آینده) و رویكرد واقع نمایی انتقادی [7] (مطالعه علمی آینده) پرداخته است.
فارق از اینكه آینده پژوهی چگونه به عنوان یك رویكرد علمی مورد پذیرش مراكز علمی قرارگیرد، رویكرد غالب مطالعات آینده‌پژوهی ملی در سطح جهان (عظیمی و همكاران، 1386: ص48-115)، رویكردی عملگرایانه می‌باشد. به هر حال به نظر می‌رسد همان‌گونه كه این حوزة مطالعاتی، طی چند دهة معاصر در ابعاد ادبیات، مبانی و روش شناسی توسعه یافته است، برای پی گیری مباحث آینده پژوهی متناسب با زیست بوم ایران اسلامی؛ یكی از زمینه‌های تحقیق در این خصوص، چگونگی انطباق مبانی و فلسفه علم عرفی (علم رایج در محافل علمی غرب) با مبانی و فلسفه علم از دیدگاه اسلام باشد. در این مقاله با توجه به ادبیات موجود در مقالات، با روش قیاسی سعی در ارایه مبانی و اصول آینده‌پژوهی منطبق با جهان بینی اسلام شده است.

3-2. اصول و مفروضات آینده‌پژوهی ( به عنوان یك علم عرفی )

عنوان «آینده پژوهی» می‌تواند حوزة وسیعی از فعالیت‌ها و مطالعات معطوف به آینده را پوشش دهد؛ ولی بنا بر ضرورت عقلانی‌تر شدن و روشمندشدن آن به عنوان یك حوزة مطالعاتی مشخص، نیازمند طرح اصول و قواعد مشخصی است. با توجه به این مباحث مهم، آینده پژوهان، اصول و مفروضاتی را به بحث می‌گذارند كه مفهوم و ماهیت كلان مطالعات آینده‌پژوهی را شكل می‌دهد؛ برخی ازاین اصول عبارتند از:
الف. وحدت و پیوستگی هستی:
بین اجزای نظام هستی، وابستگی متقابل وجود دارد. هیچ سیستمی یا هیچ جزئی از عالم را نمی‌توان صد در صد مجزا و منفرد در نظر گرفت؛ بلکه هر موضوعی که در کانون توجه آینده پژوهان قرار می‌گیرد، به صورت یک سیستم باز در نظر گرفته می‌شود؛ لذا شناخت‌ آینده، به شناخت دقیق‌ همه‌ اجزای‌ نظام‌، كاركرد آن‌ها و چگونگی‌ میان‌كنش‌ آن‌ها با عوامل‌ بیرون‌ از نظام وابسته است.
ب. اهمیت زمان:
زمان، اهمیت حیاتی داشته و به صورت یک طرفه و بی بازگشت به پیش می‌رود.هرچه از زمان می‌گذرد، بر سرعت تغییرات نیز افزوده می‌شود.
ج. آینده فارغ از حال نخواهد بود:
همان‌گونه كه حال، در ادامة گذشته رخ داده است، آینده نیز به نوعی تحت تأثیر حال خواهد بودو به همین شكل هر مقطعی از آینده، مقدمه‌ای برای آیندة بعدی می‌باشد.
د. آینده می‌تواند شكل بگیرد:
به این معنا كه آینده به طور کامل از پیش تعیین شده نبوده و به صورت غیر قابل اجتنابی بر انسان‌ها تحمیل نشده است.آیندة ما، متأثر از كنش بشری است.
ه. آینده می‌تواند از جنس گذشته و حال نباشد:
یک نوع ارتباط و یکپارچگی بین گذشته، حال و آینده وجود دارد؛ اما هر چیزی که در آینده به وجود خواهد آمد، لزوماً امروز یا گذشته وجود نداشته است. بدین ترتیب، امکان دارد آینده شامل مواردی باشد که پیش از آن هیچ سابقه‌ای نداشته است.آینده باز است و مقدر نیست.
و. آینده‌ها متعددند و بعضی از آینده‌ها بهتر از بقیه‌اند:
گزینه‌های متعددی برای وقوع آینده وجود دارد و از آن‌جا كه آینده پژوهان به دنبال آینده‌های بهتر و نیز آینده‌های ممکن می‌پردازند، بخشی از آینده‌پژوهی مطالعه، تبیین، ارزیابی و حتی تدوین معیارهایی است که افراد براساس آن‌ها، آینده‌های گوناگون را ارزیابی می‌كنند (همان، ص8).
از آن‌جا كه آینده‌پژوهی بر پایة چنین اصول فراگیری بنا شده است، طرح مباحثی در حوزة معارف اسلامی كه می‌تواند چالش آینده‌پژوهی رایج را از حیث مبانی برطرف كند، به ارایة اصول دیگری نیازمند است كه پس از مرور گزاره‌های متخذ از منابع اسلامی، ارایه می‌شوند.

3-3. خاستگاه آینده‌پژوهی

الف. جایگاه عقل در ترغیب انسان به آینده پژوهی
گذشته از تأكیدات مكرر متون اسلامی بر جایگاه عقل در تدبیر آینده، سایر دانشمندان نیز عقل را عامل درونی انسان برای تلاش در جهت آینده می‌دانند. كارل پوپر كه آموزه هایش (پایا، همان) برای رویكرد نوین آینده‌پژوهی مهم تلقی می‌شود، چندین دهه پیش، بر این نكته تأكید ورزید كه موجودات زنده و در رأس آن‌ها انسان، در برخورد با محیط پیرامون خود رهیافتی مسأَله محور داشته و بر اساس انتظاراتی كه از شرایط پیش آینده در محیط دارند، توانایی‌های ذهنی و فیزیكی خود و امكانات موجود را برای به حداكثر رساندن شانس بقای خویش، ارتقا می‌دهند.
بنابراین بدیهی است كه انسان، در جایگاه موجودی صاحب عقل و اختیار، برای تأمین بقای خود در حوزه‌های گوناگون، به آینده بیندیشد؛ اما آیا حفظ بقای مادی تنها دلیل برای آینده نگری انسان است.
ب. جایگاه وحی و روایات در ترغیب انسان به آینده‌پژوهی
نه تنها اسلام، بلكه همة ادیان الهی دارای آموزه‌ها و گزاره‌هایی بودند كه با آینده بشریت ارتباط تنگاتنگی داشته اند (ابراهیم‌نژاد، 1385: ش2، ص602). در نتیجه با نگاه به طول تاریخ زندگی بشری، می‌توان انگیزه‌های اندیشیدن انسان دربارة آینده را به دو عامل مهم نسبت داد: یكی عقل به عنوان عامل درونی(حجت باطنی) و دیگری تعالیم انبیای الهی، به ویژه تعالیم قرآن و اهل بیت عصمت علیه السلام به عنوان عامل بیرونی(حجت ظاهری). این تقسیم، به معنای تباین و تعارض بین عقل و دین یا علم محوری و خدامحوری نیست؛ بلكه باید تأكیدكرد در مكتب قرآن و اهل بیت علیه السلام این دو برای تصاحب آیندة مطمئن و پایدار، لازم و ملزوم یكدیگرند.
امام جعفرصادق علیه السلام:
هر كه عاقل است دین دارد و كسى كه دین دارد به بهشت(م:آینده مطلوب) مى‏رود (مصطفوی، بی‌تا: ج1، ص12).
خاستگاه نگاه به آینده در اسلام، صرفاً حفظ بقا و كسب رفاه مادی نیست؛ بلكه با هدایت وحی، سعی در تعالی و تكامل به سوی قرب الی الله و جانشینی خدا دارد؛ یعنی انسان با تعالیم وحی خود را نیازمند آینده نگری در دو بعد جسمانی و روحانی یا مادی و معنوی می‌یابد كه بهره‌گیری از دانش و ابزار، یكی از لوازم آن می‌باشد.
در سند جاوید و بدون معارض اسلام، یعنی قرآن، اهل ایمان ملزم به نگاه به آینده هستند و باید نحوة زندگی خود را در این دنیا، برای ورود به آینده (چه دنیا چه آخرت) تنظیم كنند: >یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ< (حشر، 18)
مسلمانان، موظفند برای آیندة بلندمدت خود در این دنیا برنامه ریزی كنند؛ چنان‌كه گویی تا ابد در این دنیا زندگی می‌كنند؛ اما با نگاه به آیندة دیگر و زندگی جاوید خود. حضرت امام جعفرصادق علیه السلام می¬فرمایند:
برای دنیای خود چنان كاركنید كه گویی تا ابد در آن زنده اید و برای آخرت خود چنان كاركنید كه گویی فردا خواهید مرد (ری‌شهری، 1380: ص14).
در جهان بینی اسلامی، آینده انسان به دنیا محدود نیست؛ آینده‌ای دیگر در ادامه زندگی دنیایی جریان یافته است [8] كه كیفیت زندگی در آن وابستگی تمام به زندگی دنیا دارد [9]؛ ولی به تعبیر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در عالم آخرت تجلی و بروز كامل می‌یابد (محمدی ری شهری، همان: ص 277).
در جهان بینی اسلامی، آینده مجهول بوده و علم به آن، از علم غیب محسوب می‌شود كه جز خداوند كسی بر آن احاطه‌ای ندارد [10]. به عبارتی، عدم شناخت آینده از اراده الهی نشأت می‌گیرد (قربانی، 1385). این، به معنای تأیید جبر در سرنوشت انسان و جامعه یا عدم برنامه‌ریزی برای آینده نیست [11]؛ بلكه خداوند، مواهب آسمان و زمین را مسخر انسان نموده [12] و او نیز باید با به كارگیری عقل، نبوغ و دانش، از آن‌ها در راستای تغییر وضعیت فعلی و ساخت آیندة بهتر، بهره‌برداری [13] كند.
از قرآن كریم و تعالیم اهل بیت، اطلاعات و نكات مفیدی به دست می‌آید كه می‌تواند برای ساخت آینده مطلوب، به كار گرفته شود، همین درس‌ها و نكاتی كه می‌تواند برای تحلیل سیر تاریخ بشری مورد استناد قرارگیرد كه گاهی از آن به سنن الهی تعبیر می‌شود (مسلمی‌زاده، 1385).
محمد مهدی میرباقری از صاحب‌نظران حوزة فلسفه و معارف اسلامی، در زمینة انسان و جهان آینده، در فلسفة تاریخ شیعی، با ارائه تعریفی از فلسفة تاریخ علم، ویژگی‌های فلسفه تاریخ اسلامی را در پنج عنوان به بحث گذاشته است (میرباقری، 1382: ش42، ص5-7): 1. اراده و مشیت حق، بر كل تاریخ حاكم است. 2. علی رغم ظهور اراده‌های باطل، حركت عالم، رو به كمال است. 3. ارادة انسان، در ساخت تاریخ نقش دارد؛ ولی در طول ارادة الهی 4. فرایند تاریخ، فرآیندی است كه اراده‌های انسانی هم در آن حضور پیدا می‌كند؛ اما باید توجه داشت كه این اراده‌ها، بر محور اراده‌هایی كه در كل تاریخ تأثیرگذارند، شكل می‌گیرند؛ هم در جبهه حق و هم در جبهة باطل. 5. دركل تاریخ، ممكن است میان جبهه طاغوت و جبهة عبودیت، كش‌مكش طولانی اتفاق بیفتد؛ ولی در مجموع، غلبه با محور عبودیت است. آخرین فراز از بیان مزبوركه به غلبة اهل تقوا و صالحان در مقطعی از آیندة تاریخ بشری اشاره دارد، مورد تأیید قرآن مجید نیز می‌باشد [14].
از طرفی بر اساس سنت الهی، تنظیم رفتارهای فردی و اجتماعی براساس و منطبق با تقوای الهی به سامان یافتن امور خواهد انجامید [15]، تا جایی كه نظام طبیعت نیز در این امر، به یاری فرد یا جامعه بشری فراخوانده خواهند شد [16]؛ چرا كه وظیفه و رسالت اصلی انسان از ابتدا، ارتقای ظرفیت‌های روحی و درجات معنوی از طریق عبودیت [17] بوده است، نه صرفاً حفظ و ارتقای زندگی مادی. بلكه بقای مادی، لازمة ارتقای روحی و معنوی است و انسان، باید برای تدبیر این هدف اصلی، به تدبیر معاش در ابعاد گوناگون(مسكن، بهداشت، آموزش و…) بپردازد. البته لازمة این رویكرد، رعایت تقوای الهی بوده و در این صورت است كه بنای شكل‌گیری آینده امن و پایدار برای چنین فرد یا جامعه‌ای – چه در افق دنیایی و چه در افق آخرتی ـ گذاشته خواهد شد [18] و [19] و [20].
طبق منابع دینی، اعطای بركات (برداشت نتایجی بیش از فعالیت‌ها و تلاش‌های معمول) از زمین و آسمان منوط به ایمان و تقوای الهی افراد آن جامعه است. توجه به این موضوع، برنامه‌ریزان را در سطوح كلان وامی‌دارد تا تأمین غذای جامعه یا به عبارت جامع‌تر، بررسی شاخصه‌های رفاه را جدای از شاخصه‌های تقوای الهی دنبال نكنند. از آن‌جا كه طبق سنت الهی، انسان با هدف تكامل عقلانی و اخلاقی انسانی آفریده شده است، تدبیر معاش و غذای جامعه، باید در راستای هدف اصلی خلقت انسان قرارداشته باشد، تا سعادت او در دو سرا فراهم شود. بر این اساس، از دیدگاه اسلام، مؤلفه‌های دیگری را باید به تعاریف رایج از امنیت غذایی افزود و آن، پاك بودن و حلال بودن غذای مصرفی است. البته با این نگاه، شاخص امنیت غذایی با شاخص سلامت شرعی اقتصاد جامعه نیز پیوند خواهد خورد.
اگر هدف از آینده‌پژوهی را رساندن جامعه انسانی به آیندة امن و پایدار بدانیم، تحقق این امر، منحصر در شاهراه اسلام است كه خالق كل هستی و انسان، آن را توسط حجت‌های ظاهری یعنی اهل بیت عصمت علیه السلام ارسال و تبیین كرده است [21]. بنا براین ادیان الهی ـ به ویژه اسلام ـ می‌توانند عامل برانگیزنده و جهت دهنده به آینده‌پژوهی تلقی شوند.

پی نوشت ها :

[1]. Hybrid
[2]. Background knowledge
[3]. science
[4]. Contingent
[5].Pragmatist
[6].Essetialistic
[7].Naive realism
[8]. >كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ< (عنكبوت، 57).
[9]. >ان الآخرة هی دارُالحَیَوان لو كانوا یعلمون< ( عنكبوت، 64).
[10]. >قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ< (نمل، 65).
[11]. >إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ< (رعد، 11).
[12]. >أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً< (لقمان، 20).
[13]. >یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ< (الرحمن، 33).
[14]. >وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ< (انبیاء، 105).
[15]. >... وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْراً< (طلاق، 2و3).
[16]. >وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ< (اعراف، 96).
[17]. >وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ< (ذاریات، 56).
[18]. >فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ< (آل عمران، 141؛ هود، 49).
[19].: >قُلْ یَا عِبَادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ< (زمر، 10).
[20]. >لِّلَّذِینَ أَحْسَنُواْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَیْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِینَ< (نحل،30).
[21]. >وَاللّهُ یَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلاَمِ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ< (یونس، 25)؛ >... وَإِنَّكَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ أَلَا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الأمُورُ< (شوری، 52 و53) .

منبع:www.entizar.ir