تبلیغات
میثاق با ولایت - حقوق بشردوستانه در آموزه مهدویت (2)
حقوق بشردوستانه در آموزه مهدویت (2)


اهداف و الزامات حقوق بشر‌دوستانه:باید گفت: مجموعه قواعد حقوق بشردوستانه به طور جدی تلاش می‌کند از مردمی كه در جنگ شركت نداشته‌ یا از آن دست كشیده‌اند، حمایت به عمل آورد؛ كسانی مانند غیر نظامیان، زخمی‌ها، بیماران، اسیران جنگی، كشتی شكستگان و امدادگران پزشكی و مذهبی. نیز حمایت از بیمارستان‌ها، آمبولانس‌های امداد و اماكن فرهنگی را هم در دستور كار خود دارد. به دلایل زیر، پیروی از حقوق مخاصمات مسلحانه ضرورت دارد:أ: این حقوق برای دولت‌ها و اشخاصی حقیقی که در قلمرو آن‌ها حضور دارند، الزام آور است. حقوق عرفی، مشتمل بر معیارهای معینی است که رعایت آن برای کلیه دولت‌ها اجباری است و حقوق قراردادی برای دولت‌های عضو آن معاهدات، لازم الاتباع است. در هر صورت، این مقررات دربارة افراد ساکن در سرزمین دولت‌های مذکور نیز اعمال می‌شود.

ب: نقض فاحش حقوق مخاصمات مسلحانه به منزلة یک جنایت جنگی تلقی شده و در محاکم داخلی یا دادگاه‌ كیفری بین‌المللی قابل تعقیب جزایی می‌باشد.
ج: تبعیت از این حقوق، پیامدهای زیر را در پی خواهد داشت:
1. رفتار حرفه‌ای اعضای نیروهای مسلح را مورد تأکید قرار می‌دهد.
2. روحیة خوب و انضباط را افزایش می‌دهد.
3. حمایت از سکنة غیر نظامی در منازل آنان و همچنین در صحنة عملیات را تضمین می‌کند.
4. رفتار متقابل را در قبال مجروحان، بیماران و اسیران جنگی، امکان پذیر می‌سازد.
5. امکان بازگشت صلح را بهبود می‌بخشد و عناد ورزی را کاهش می‌دهد، بدون آن‌که به بی‌ثباتی اوضاع بینجامد.
6. تضمین خواهد کرد که اقدامات نظامی صرفاً بر شکست نیروهای نظامی دشمن متمرکز باشد.[10]

اهمیت و ضمانت اجرای حقوق بشردوستانه

حقوق بشردوستانه بین‌المللی نزد جامعه جهانی بسیار مهم تلقی شده است. به دلیل این که هیچ معاهده بین‌المللی به اندازه تصویب کنوانسیون‌ها و پروتکل دوگانه آن، مورد توجه دولت‌ها واقع نشده است. استقبال وسیع کشورها و اشتیاق به امضای این معاهدات، بهترین دلیل اهمیت و اعتبار آن خواهد بود. پس از اجرایی شدن مقررات مربوط به حقوق بشردوستانه بین‌المللی، جهان، شاهد تأثیر‌گذاری و موفقیت این معاهدات بوده و حتی در برخی مناطق که درگیری بین‌المللی یا داخلی پیش آمده، واکنش سریع کشورها را در پی‌داشته است؛ مانند حمله عراق به كویت و درگیری‌های داخلی زمان حكومت طالبان در افغانستان.
تفکر صلح جهانی که اکنون در قالب جهانی شدن (نه جهانی سازی اقتصادی) دنبال می‌شود، میان ملت‌ها ریشه فلسفی، اعتقادی و فرهنگی دارد و شاید باور روشنفکران و فرهیختگان جهان این باشد که در چارچوب حقوق بشردوستانه بین‌المللی، رسیدن به آرمانشهر بشری ممکن باشد؛ بنابراین، اگر ما از حقوق بشردوستانه بین‌المللی چنین برداشتی به عمل آوریم، امیدواری به آیندة مطلوب زیاد خواهد بود؛ همان طور که خود واضعان حقوق بشردوستانه نیز به این امر توجه داشته و الزاماتی را برای تضمین این بخش از حقوق بین‌الملل در نظر گرفته‌اند که شامل موارد زیر می‌شود:
ـ دولت‌ها تعهد دارند با جرایم جنگی و موارد نقض فاحش برخورد کنند.
ـ دولت‌ها ملزم هستند از طریق فرماندهان ارشد خود، تضمین کنند که مقررات مفصلی برای اجرای کنوانسیون ژنو در بارة افراد مجروح وضع شود. حتی مواردی که در کنوانسیون‌ها پیش بینی نشده هم مورد توجه آنان باشد. و افراد براساس اصول کلی مندرج در کنوانسیون‌ها هدایت شوند. ـ دولت‌ها وظیفه دارند متن کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های ژنو را در وسیع‌‌ترین سطح ممکن در زمان صلح و نیز در زمان جنگ منتشر كنند؛ به گونه‌ای که همة مردم بتوانند از آن‌ها مطلع شوند.
ـ دولت‌ها متعهد هستند کنوانسیون‌های ژنو را به اعضای نیروهای مسلح خود به ویژه پرسنل پزشکی، روحانیان و افراد مسؤول امور اسرای جنگی بیاموزند. همچنین کلیه مقامات نظامی، کشوری و مسوؤلان اجرایی را موظف می‌كند که با متن آن‌ آشنایی داشته باشند.
ـ دولت‌ها ملزم هستند با یاری جمعیت‌های صلیب سرخ یا هلال احمر ملی، افراد واجد شرایطی را برای کمک به اجرای کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های ژنو با تأکید ویژه بر فعالیت کشور حامی‌، آموزش دهند.[11]
تمام این آینده‌ نگری‌ها، برای این صورت گرفته است که پایه‌های اصلی حقوق بشردوستانه محکم شود و تخلف از مقررات آن، به آسانی امکان پذیر نباشد؛ حتی کشورهای نیرومند هم نتوانند بدون مسؤولیت و محکومیت از بار آن، شانه خالی کرده و از کنار آن به راحتی بگذرند.

آموزه مهدویت

از نظر واژه نگاران و اصطلاح شناسان، کلمه «آموزه» گاهی به معنای اعتقاد داشتن به یك حقیقت، و زمانی هم به معنای تعلیم و آیین می‌آید و در هر دو صورت مترادف با واژة «دکترین»[12] می‌باشد. این واژه، در معنای اول خود، دارای ساختار فلسفی و حكمت نظری است و در معنای دوم، جنبه كاربردی و حكمت عملی آن، افزون به نظر می‌آید.[13] همچنین این كلمه در علوم مختلف به كار گرفته شده و معانی جداگانه‌ای از آن اراده می‌گردد. در علوم سیاسی، به معنای طرح است كه در قالب دكترین تبلور می‌یابد (مانند دكترین برژنف).[14] در علوم تجربی نیز به معنای نظریه می‌آید كه روند ثبوتی خود را طی می‌كند و به مرحله اثبات نرسیده است. و از نظر ادیان و مذاهب به معنای آموزه‌های مذهبی و كلامی بوده و كاربرد تعلیمی دارد (حكمت عملی در مقابل حكمت نظری).[15]
بعضی از مؤلفه‌های دینی دارای محوریت هستند كه از آن‌ها به آموزه‌های اعتقادی تعبیر می‌شود.‌ از اعتقاداتی كه در اسلام، از منزلت و مقام اصیل برخوردار است، نظریه مهدویت می‌باشد كه قابلیت انطباق با نظریه «موعود یا منجی گرایی»، «نجات یا رستگاری» و «هزاره گرایی» را در دیگر ادیان دارد؛[16] بنابراین، منظور از آموزه مهدویت، مجموعه آموزش‌هایی است که به گرد محور مهدویت می‌چرخد و در منابع اصلی اعتقادی مسلمانان (قرآن و روایات) بیان شده و بر محوریت تفکر مهدی‌گرایی قابل تبیین می‌باشد؛ برای نمونه قرآن کریم می‌فرماید: «ما می‏خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم».[17] در روایات فراوان از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: «روزها و شب‌ها نگذرد )و دنیا پایان نپذیرد( تا این‌كه خداوند، مردی از خاندان مرا برانگیزد كه همنام من است، و زمین را پر از عدل و داد كند؛ همان‌گونه پر از ظلم و ستم شده باشد».[18]
اگر برای چنین نظریه‌هایی که در منابع دینی اسلام وارد شده است، محملی یافت نشود، لغو بودن لازم می‌آید و چون خلف وعده از حکمت حکیم، عقلاً به دور است لازم است در تبیین آن، براساس اصول کلی و باورهای دینی به عنوان راهكار عملی برای تمام اعصار و جوامع اهتمام شود، تا اگر حرفی برای گفتن باشد، در این ظرفیت برای جهانیان عرضه گردد؛ نه این كه فقط برای مقطع پس از پیروزی منجی باشد، تا این اشكال پیش آید كه در آن زمان جنگی نیست تا حقوق بشردوستانه موضوعیت پیدا كند. به هرحال حقوق بشردوستانه در پیش از ظهور و نیز هنگام ظهور، موضوعیت؛ دارد، به این دلیل كه در این دو ظرف زمانی، جنگ اتفاق می‌افتد؛ بنابراین، منظور از كارایی آموزه‌ مهدویت، خصوص هنگامه ظهور نمی‌باشد؛ بلكه تأثیر فراتر از آن، یعنی قبل از ظهور و در حین ظهور مورد نظر است.

معارف مهدویت

برای یافتن پاسخ سؤال مطرح شده در این پژوهش، ناگزیر از ارائه اجمالی معارف مهدویت هستیم تا امكان عرضه حقوق بشردوستانه بر آن فراهم شده و اثبات فرضیه تحقیق ممكن گردد. براساس منابع اصیل اسلامی، معارف مهدویت در بردارنده مطالب زیر می‌باشد:
بخشی از آموزه مهدویت، به اصل اعتقاد به منجی،‌ ضرورت طرح مباحث دربارة ‌آن و ظهور حضرت مهدی علیه السلام مربوط می‌شود. نیز اعتقاد به این كه چنین شخصی متولد شده و اكنون نیز زنده است و در امور زندگی شیعیان خود، تأثیر‌گذار می‌باشد. قسمت دیگر این آموزه، در بردارنده انتظار موعود است كه در ادیانی مانند یهودیت، مسیحیت، زرتشتیان، هندوئیسم، بودیسم و اسلام در باره آن نوید داده شده است. شیعه امامیه اعتقاد راسخ دارد كه شخص موعود، فرزند امام حسن عسكری علیه السلام است و دیگر ویژگی‌های آن امام همام از قبیل لقب، نام، طول عمر، خصوصیات جسمانی و شمایل ظاهری آن را نیز برمی‌شمارند.
غیبت، بخش دیگر از معارف مهدویت را تشكیل می‌دهد، كه در این زمینه سخن بسیار است. متفكران تلاش دارند مفاهیم غیبت صغرا و كبرا، علل اصلی‌ و فواید آن را بیان كرده و زندگی امام غایب،‌ اماكن منسوب به آن،‌ ارتباط با امام و وظایف منتظران را تبیین نمایند. نیابت از امام زمان علیه السلام، اوضاع جهان پیش از ظهور، نشانه‌ها، شرایط، و زمینه‌های ظهور هم بخش دیگر از آموزه مهدویت است كه دانستن آن، ضرورت مضاعف دارد.[19] مباحثی مانند رجعت، آگاهی از عصر ظهور، شناخت مدعیان دروغین و آسیب شناسی تفكر مهدویت را هم نمی‌توان از نظر دور داشت. همین طور اعتقاد به این كه تفكر مهدویت، اندیشه ایستا نیست و به دوره خاص مربوط نمی‌شود. یاران آن حضرت در طول تاریخ، افرادی هستند كه آمده و رفته‌اند و خواهند آمد. نفس زندگی امام مهدی علیه السلام در پشت پرده غیبت، تأثیر‌گذار بوده و در عرصه حیات معتقدان خود نقش آفرینی می‌كند و این، جزء لاینفك این معارف می‌باشد. نفس این باور، نیرو بخش بوده و به پیروان خود انگیزه می‌دهد كه زی انسانی داشته، در پی‌كسب معرفت و معنویت باشند و در حیات مادی خود، نوع دوستی یا بشر دوستی را از یاد نبرند.
مبنای این تفكر، خدا محوری است. انسان محوری و اصالت اومانیستی كه برخاسته از اندیشه لیبرالیسم است، نفی می‌شود. انسانیت را در دایره توحید، ارزش گذاری كرده و به انسان موحد، بها خواهد داد. حركت بر اساس عدالت،‌ آزادی، اندیشه سالم و مثبت فكر كردن، از دیگر آموزه‌های معارف مهدویت است. نیز می‌توان گفت: این تفكر در پی‌گسترش وحدت دینی، مذهبی و اعتقادی است؛ ولی نه از طریق زور و قدرت نمایی، (دست كم در دوره قبل از ظهور) بلكه به وسیلة به كارگیری مجادله احسن و اقناع منكران آن.[20] در نهایت نیز ظهور منجی است كه با تشكیل حكومت بی‌بدیل، صلح تمام عیار و امنیت كامل را در سطح جهان برقرار خواهد كرد.

پی نوشت ها :

[10]. آنتونی پ و راجرز پل مالرب، کمیته ملی حقوق بشر دوستانه، قواعد کاربردی حقوق مخاصمات مسلحانه، تهران، امیركبیر، 1382ش، ص 38.
[11]. همان، ص 315.
[12]. Doctrine.
[13]. علی آقا بخشی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، چاپار، 1383ش ؟؟؟.
[14]. محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، تهران، علم، سوم، 1385ش، ص 509.
[15]. واژه آموزه، یك اصطلاح نو‌پیدا است و در فرهنگ كهن پارسی اثری از آن یافت نمی‌شود. در فرهنگ‌های نوین، كلمه دكترین و آموزه، مترادف هم دانسته و ترجمه شده و این طور فهمیده می‌شود كه این دو كلمه به‌یك معنا باشد. در عین حال، درباره آن، تفصیل قابل توجه انجام نگرفته و جای بحث دارد. به ناچار با فقدان تفصیل در فرهنگ‌های معتبر، ناگزیریم از فرهنگ سیاسی بهره ببریم، هرچند كه حقوق و علوم سیاسی اخیراً از هم منفك شده و در سابق یك رشته را تشكیل می‌دادند.
[16]. سید رضی موسوی گیلانی، دكترین مهدویت، تهران، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، 1384ش، ‌ص61.
[17]. ]وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ[ قصص (28):‌5.
[18]. «لَنْ تَنْقَضِی الأَیامُ وَ اللَّیالِی حَتَّی یبْعَثَ اللَّهُ رَجُلا مِنْ أَهْلِ بَیتِی یوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِی یمْلَؤُهَا عَدْلا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً»؛ نور الدین أبى بكر الهیثمى، بغیة الباحث، بی‌جا، بی‌تا، دارالطلائع، باب 15، ح 789، ص 248؛ شیخ مفید، الإفصاح فی الإمامة، قم، انتشارات كنگره جهانى شیخ مفید، قم، 1413ق، ص102.
[19]. محمد بن ابراهیم نعمانى، ‏الغیبة، تهران، صدوق، 1397ق، ‏باب 9، ص 140.
[20]. محدث اربلى، ‏كشف الغمة، تبریز، بنی هاشمی، 1381ش، ج ‏2، ص 436.

منبع:www.entizar.ir
ادامه دارد...